بیان موانع روابط سالم
1)غرایز 2)عشق وانواع آن 3)سایر نیازها
4)استرس 5)بیماری روانی 6)عوامل محرک اجتماعی
1-غریزه
موجودات زنده عالی به ویژه انسان با یک عده استعداد و مهارت ها یا به طور کلی خصایص مشترک وهمگانی زاییده می شوند و نیاز به یادگیری آنها ندارند و به عبارت دیگرهر فرد هنگام تولد برای انجام دادن یک عده فعالیت ها آمادگی و مهارت قبلی یا فطری دارد. این گونه خصایص را غریزه می نامند و برای مشخص شدن آن از سایر انواع رفتار انسانی، چند خاصیت را به آن نسبت داده اند از جمله اینکه غریزه استعداد پیچیده ای است که به یاد گیری نیاز ندارد.
-غریزه در تمام افراد یک نوع موجود زنده وجود دارد.
-غریزه در مراحل خاص رشد وتکامل ظاهر می شود.
-غریزه را نمی توان در موجودات زنده از بین برد.
-غریزه با تغییر وضع خارجی تغییر پیدا نمی کند.
-غریزه در همان لحظه ظهور از مهارت لازم برخودار است.
هدف غریزه کاملا" مشخص است وجنبه زیستی دارد. غریزه زندگی در رفتار جنسی تجلی می کند.
میل جنسی
انگیزه نیرومند دیگری است که از بسیاری جهات با گرسنگی تفاوت دارد. برخلاف گرسنگی میل جنسی نقش تعیین کننده در ادامه حیات یک جاندارندارد. اما ادامه حیات نوع جاندار وابسته به آن است. غذا خوردن از کمبود های بافت می کاهد، اما در مورد میل جنسی کمبودی در کار نیست، رفتار جنسی به جای آن که انرژی تامین کند، خود انرژی مصرف می کند.
2-عشق و تبین آن
یکی از نتایج ماهیت راز گونه عشق است که تا به حال کسی تعریف حقیقتاً ارضا کننده ای از نرسیده است، در نتیجه کوششی که به منظور توضیح آن انجام کرفته است، عشق را به مقولات مختلف تقسیم کرده است شهوت ،عشق الهی ،عشق کامل ،عشق ناکامل وامثالهم به هر تقدیر هر تعریفی از عشق به نحوی از انحاءتعریفی ناقص است ،عشق چنان عظیم است وژرف که هرگز قابل درک ،قابل اندازه گیری ،قابل اسارت در چهار چوب واژه ها نیست .
عاشق شدن
(عاشق شدن )عشق یا حداقل تجلی عشق است سوء برداشتی عمیق ،زیرا از لحاظ ذهنی عاشق شدن عمیقا" به عنوان عشق تجربه می شود وقتی فردی عاشق می شود بی شک آنچه حس می کند آن است که (عا شقش هستم )اما بلافا صله دو مسئله پیش می آید . اول آنکه تجربه عاشق شدن به ویژه تجربه ای شهوانی و جنسی است .ما عاشق کودکانمان نمی شویم هر چند بسیار بسیار دوستشان داریم ما عاشق دوستان هم جنسمان نمی شویم مگر آنکه تمایلات هم جنس بازی داشته باشیم .ما تنها زمانی عاشق می شویم که آگاهانه یا نا آگاهانه از لحاظ جنسی برانگیخته شده باشیم .دومین مسئله این است که تجربه عاشق شدن همواره گذر است مهم نیست که عاشق چه کسی شویم اگر رابطه به حد کافی ادامه یابد عشقمان پایان میگیرد . منظور این نیست که دیگر به کسی که عاشقش بودیم عشق نمی ورزیم اما این معنا را در بر دارد که احساس جذبه عشق که مشخصه عاشق شدن است سپری می شود .
به طور کلی در یک تقسیم بندی عشق به شش نوع تقسیم می گردد که نوجوانان معمولاً در دام سه عشق اول قرار می گیرند که مهمترین فرق سه عشق با سه عشق دوم این است که در سه عشق اول فرد ممکن است چیزی عایدش شود ولی در نوع دوم ممکن است رابطه یک طرفه باشد .
نوع اول: عشق غریزی یا جنسی
یعنی علاقه به خاطر شهوت واز روی غریزه جنسی این عشق در دوران نوجوانی در پسران بیشتر است.
نوع دوم :عشق رومانتیک .
یعنی عشق تصوری که فرد در ذهن خودش فرد مقابل را برآورنده تمام نیازهای خود می داند این عشق در دختران بیشتر از پسران نمود دارد .
نوع سوم :عشق از نوع وابستگی
این نوع عشق در افراد بیمار مانند شخصیت های مرزی دیده می شود ،یعنی وابستگی عاطفی شدید به فردی پیدا کردن وآنقدر ادامه یابد تا به ازدواج برسد.
نوع چهارم :عشق از نوع دوستی یا فر نشیب
یعنی اینکه دو نفر به عنوان دوست عاشق هم می شوند در این نوع اگر هم را نبینند مشکلی ایجاد نمی شود مانند عاشق های معنوی وعشق به ائمه و امامان ، زمانی که فرد حدود مرزهایش را گسترش می دهد به مرحله عالیتری از وجود رسبده است .
در نتیجه عمل عشق ورزیدن ،عمل تکامل خویش است حتی زمانی که هدف از عمل رشد دیگری باشد با دست یافتن به تکامل رشد می کند . و مهمترین خاصه این عشق هدف آگاهانه ای است که در ذهن عاشق وجود دارد .
نوع پنجم :عشق از نوع ،نوع پرستیی
یعنی دوست داشتن افراد دیگر از روی نوع پرستی و کمک به انسانها ، و هیچ بهره ای در کار فرد برای این ارتباط نیست به غیر از بهره ها ی معنوی و انسانی این تعریف از عشق شامل عشق به خود همراه باعشق به دیگری است . چون من انسانم وتو انسانی ،عشق ورزیدن به انسانها به معنای عشق ورزیدن به خود توست.
نوع ششم :عشق خدا پرستانه
یعنی عشق به معبود الهی و تقدیس آن ، انسان عاشق همچون ماهی در دریاست وعشق با ارزشترین وسیله تقرب به او می باشد . در سایه عشق به خدا آرامش و آسودگی و سعادت می یابد. عشق خدا پرستان یکی از حالات بسیار خوب است که می توان آن رااز زیباترین صفت یک انسان دانست . بیداری در دل شب و مناجات به خداوند، خلوت کردن در دل شب ها و اشتغال به عبادت شیوه عاشقان است که برای وصال به معبود خویش پیوسته در آتش عشق می سوزند و به چیزی جز وصال نمی اندیشند بالا ترین محبت ها محبت به خدا است، بلکه جز او کسی حقیقتاً سزاوار محبت نیست و دوست داشتن دیگران و چیزها و اشخاص هم باید برای خداوند باشد .
3- سایر نیازها
آبراهام مازلو یکی از رهبران توسعهروانشناسی انسان گرااست اوسلسله مراتبی از نیاز ها را ارائه کرده که از نیازهای اساسی زیستی آغاز می شود و در سطو ح بالاتر به انگیزه های روانی پیچیده تری می رسدکه تنها پس از بر آورده شدن نیازهای اولیه نقش مهمی بر عهده می گیرند . نیازهای هر سطح معین باید دست کم تا حدودی ارضا شوند تا نیازهای سطح بعدی بتواند به صورت عوامل تعیین کننده عمل در آیند .زمانی که انسان ها نتواند یکی یا هر دو نیاز خود را ارضا نمایند، آن وقت درد روانی را تجربه می کنند، درد اضطراب که فرد رادر مورد آن نیاز آگاه می سازد اینکه باید کاری در این مورد انجام دهد و به طور غریزی از طریق درگیری بادیگران در جستجوی کاهش این درد بر می آید. لذا احساس شدید به طرف مقابل پیدا می کند و آنرا عشق می داند. بر اساس نظریه گلاسر قدرت ،سرگرمی ،عشق و تعلق و وابستگی از نیازهای روانشناختی انسان است و اگر این نیازها به طریقی مثبت ارضا نشود نوجوان و جوان برای عدم ارضای صحیح آن شروع به ایجاد روابط ناسالم می کندلذا توجه به نیازها ی جوانان اهمیت فراوانی دارد .
4- استرس
همه انسان ها تحت تاثیر استرس آسیب پذیری بیشتری دارند در نتیجه تحت تاثیر آن وابستگی بالایی را نشان می دهند استرس ها زیاد هستند . استرس یعنی آنچه بر شما اتفاق می افتد، آنچه شما احساس می کنید یا تعامل بین آنچه احساس می کنید و آنچه اتفاق افتاده است. لذا استرس نیز می تواند به عنوان یکی از عوامل مهم در ایجاد وابستگی و ارتباط نوجوانان برای رهایی و مقابله با آن مطرح گردد وجود انواع استرس های خانوادگی– تحصیلی– اجتماعی و روانی می تواند بستر مناسبی برای رشد و ایجاد وابستگی های عاطفی گردد.
5- بیماری روانی
در سلامت روانی انسان عواملی مؤثرند که می توان آنها را به دو گروه تقسیم کرد:
الف)عوامل فردی، فرد پیوسته در حال تغییر است و ما این تغییرات مداوم و تدریجی را فرایند رشد و تکامل تعبیر می کنیم و این عمل یا فرایند رشد تکاملی را نضج می گویند مفهوم کلی نضج نیافتگی این است که فرد رفتار بچگانه یا نوجوانی را در بزرگسالی هم نگاه داشته باشد.
ب)عوامل اجتماعی،به دلیل اینکه انسان نمی تواند انفرادی زندگی کند نتیجتاً خود را از تاثیر دیگران هم نمی تواند دور نگاه دارد به همین سبب، سلامت و بهداشت روانی فرد از عوامل اجتماعی نیز مؤثر میشود قبلاً گفته شد که زندگی در صورتی رضایت بخش است و فرد از سلامت روانی بهره مند خواهد شد که احتیاجات او به موقع ارضا شود و او احساسات و عواطف مربوط به هر دوره از مراحل رشد و تکاملش را آزادانه بیان کند لذا نیزتنها به خود فرد ارتباط ندارد بلکه محیط اجتماعی و عوامل اجتماعی که بر او تسلط دارند باید برای این منظور مساعد باشند.
از جمله بیماری های روانی که فرد مبتلا به آن احساس وابستگی عاطفی شدید به دیگران می کند و یا به نوعی حیات خود را با آنها ممکن می داند افسردگی، شخصیت های مرزی، اختلالات جنسی و هویت جنسی و اختلال دو قطبی می باشد این بیماران هم در خود و هم در افراد دیگر باعث ایجاد وابستگی می شوند. لذا توجه به این مهم بسیار اهمیت دارد که در صورت عدم برآورده شدن نیازهای روانی و ارضا به موقع آن و وجود ناکامی شدید در آن به نوعی زمینه ابتلاء به بیماریهای روانی راهم می شده و این خود می تواند یکی از علل ایجاد روابط ناسالم بین افراد گردد.
6- محرک های اجتماعی
همسالان از راههای منحصر به فرد و عمده در کل گیری شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزها و نگرش های یکدیگر دخالت دارند روابط بین همسالان تاثیرات نه چندان آشکاری در رشد اجتماعی دارد بدون شک موقعیت نوجوانان در میان همسالانشان و دوستی هایی که برقرار میکنند «در مفهوم از خود» آنان تاثیر میگذارد هنگام ارزیابی این تاثیرات باید به خاطر داشته باشیم که روابط همسالان تحت تاثیر روابط اجتماع بزرگتری یعنی خانواده، مدرسه و سایر گروه های سازمان یافته غیر رسمی است.
ارائه مدل و راهکار
روانشناسی به نام اریکسون معتقد است برای اینکه فردی بتواند یک رابطه صمیمانه موفقیت آمیز برقرار کند باید هویتش شکل گرفته باشد. اما به ترتیب عشق هم هیجانی است که ناگهان رخ می دهد یعنی عاشق شدن علت خاصی ندارد و بیشتر اوقات خود به خود رخ می دهد حا لا شما باید بتوانید آن راکنترل کنید . برای کنترل عشق باید از کارهای که عشق را تندترمی کند. پرهیز کرد مثل تخیل در باره او و فکر به زندگی مشترک با او همچنین پرهیز از برقراری رابطه با او و عامل مهم دیگر از ذهن خوانی است.
ذهن خوانی چیست؟
ذهن خوانی یعنی این که اکر یکی نگاه به ما بکند بگوییم عاشق ما است.مثل تعبیر دل به دل راه دارد.
عمق روابط به میزان صمیمیت در رابطه اشاره دارد و تعیین می کند که افراد در این رابطه با هم چگونه رفتار می کنند به طوری که روابط از لحاظ عمق به سه دسته تقسیم می شوند.
1)روابط من و او
2) روابط من و شما
3) روابط من و تو
روابط من و اوبه روابط بسیار جدی که طرفین به جز چند کلام و یک ارتباط جزئی با هم کاری ندارند. اشاره می کند مثل روابط مشتری و میوه فروش.
روابط من و شما به رابطه اشاره می کند که دو طرف در یکی یا چند مورد نقطه اشتراک دارند مثلاً رابطه دو همسایه اما از اسرار زندگی یکدیگر اطلاعاتی در دست ندارند و با هم صمیمی نیستند.
روابط من و تو به روابطی اتلاق میشود که دو طرف به خوبی هم دیگر را درک میکنند ونسبت به حقوق یک دیگر احترام قائل اند واهداف مشترک زیادی را دنبال می کنند.
به هر حال همه شما شما ممکن هست کم و بیش مشکلاتی داشته باشید ودرگیر یکی از مهم ترین وظایف زندگی یعنی هویت یابی باشید درعین حال ممکن است با مشکلات از قبیل مشکلات خانوادگی دست پنجه نرم کند ولی به هر حال شما میتوانید همه این مسائل را یکی پس از دیگری با امنییت پشت سر بگذارید مثال شعر چشمه وسنگ در این جا مصداق پیدا میکند. این شعر حکایت از آن دارد که علی رغم تمام نیروهای مخالف در صورت استقامت وایستادگی میتوان بر آنها غلبه کرد کافی است که اهداف روشنی داشته باشید وبرای رسیدن به آنها از موانع نترسید و به دنبال زندگی راحت تر و را ه کوتاه تر نباشید.
رابطه سالم به رابطه ای گویند که نه تنها موجب هیچ گونه آسیبی از لحاظ جنسی، جسمی، و روانی نمی شود بلکه باعث بهبود دیگر قسمت های زندگی می شود. مانند زندگی تحصیلی، شغل و خانوادگی در واقع نه تنها موجب آرامش ما است بلکه موجب آرامش دیگران نیز می شود و مزاحم آنان نیست.
پس یک رابطه سالم از دیدگاه روانشناسان اجتماعی آن است که:
1) دو طرف از همه ویژگی های یکدیگر کاملاً آگاهی داشته باشند. مثلا ًبدانند علی رغم شباهت بین زنان و مردان پسران و دختران کاملاً متفاوتند.
2) از تصورات وتخیلات در باره یکدیگر پرهیزمی کنند.
3) ذهن خوانی نمی کنند.
4) قادر به کنترل هیجانات خود مانند عشق هستند و مسئول و مغرورند.
5) حدود رابطه مشخص است یعنی انکه رابطه من و اوست ویا از من و شما تجاوز نمیکند.
6) دو طرف هیچ گونه قصد و هدف پنهانی از رابطه ندارند.
7) رفتارها و گفتارها متناسب با عمق رابطه است.
8) عدم انجام رفتار های نمایشی در رابطه (به عنوان مثال جلو ما ها تک چرخ نمی زند و اگردختر است اشوه نمی ریز. )
و اما چه باید انجام دهید:
* فرایند هویت یابی را تسریع کنید برای این کار ویژگی افراد با هویت را در نظر بگیرید و با توجه به هر یک رفتارهای مورد نیاز را در خود شکل دهید.
* اگر از لحاظ جنسی تحت فشار هستید میل شدید جنسی نسبت به غیر هم جنس و هم جنس احساس می کنید، آن را با یک مشاور متخصص ومتبحر در میان بگذارید تا اگر ضرورت ایجاب کرد آن را با خانواده شما در میان بگذارد و به کمک آنها این موقعیت مدیریت شود .
* از برقراری روابط پنهان بپرهیزید و سعی کنید وقایعی را که برای شما رخ میدهد برای والدین خود در میان بگذارید ولیکن شدیداً از حریم شکنی بپرهیزید.
*چتر حمایتی خانواده را برای خود حفظ کنید که بدترین خانواده ها از بی خانمانی بهتر است.
* تفکر انتقادی ومهارت های آن را در خود افزایش دهید.
* انرژی های ذهنی وجسمی خود را صرف پیشرفت در کار های تحصیلی، هنری، اجتماعی و ورزشی کنید.
* از وابستگی بیش از اندازه به گروه همسالان بپرهیزید.