تبليغاتX
نگاه نو

نگاه نو
 
آزادی هر کس به اندازه ای می باشد که آزادی دیگران را از بین نبرد.(کوروش)
  •  چه سنی برای ازدواج آقا و خانم مناسب است و تفاوت سنی چقدر باید باشد؟
  •  خانم اگر سه تا هفت سال کوچکتر باشد بهتر است . اگر کمی این طرف و آن طرف تر باشد ، اشکال ندارد. البته اگر شرایط مطلوب باشد ، ما خیلی هم سخت نمیگیریم . همسن هم میتوانند باشند . البته دیگر آن مطلوبت را ندارد . البته همه این ها علت دارد که سن خانم از آقا کوچکتر باشد و فاصله هم  زیاد نباشد مخصوصا اگراین دو در دو دنیای متفاوت زمانی باشند . خانم در دوران نوجوانی هفده سال و آقا بیست و شش سال . آقا از دوران نوجوانی عبور کرده  و فاصله زیاد میشود حالا اگر خانم بیست و پنج سال و آقا سی و چهار سال باشد ، ما را نگران نمیکند ولی صلاح نمیدانیم بیشتر از این باشد که این دو از دنیای همدیگر دور باشند . واقعا برای ازدواج نمی توان سن گفت . ما مناطق مختلفی داریم در مناطق گرمسیر بلوغ جنسی خانم و آقا زودتر است و زودتر ازدواج میکنند و موفق ترهم هستند ما بررسی کردیم میزان طلاق ها یشان کمتر است . موفق تر هم هستند چون پیچیدگیهایشان کمتر است ولی در شهرهای بزرگ این جوری نیست و نقش حمایتگری والدین کمتر است . ما معیار میگوییم سن را نمیگوییم بلوغ اجتماعی جنسی ، فکری ،رشد جسمی و روحی ، رشد شخصیتی ، استقلال فکری ، آیا به مادرش وابسته است یا نه ،  ثبات عاطفی ، مدیریت قدرت بحران و این ها بطور نسبی است . ما آرمان گرا نیستیم .اگر آقا این شرایط را داشته باشد می تواند ازدواج کند . بعضی مواقع آقایان با خانم شرایط نسبی را دارند ولی مانع دارند مثل : تحصیلات ،سربازی ،مثل اینکه آقا ترم دو دانشگاه است شش ترم دیگرمیخواهد بخواند و دو سال سربازی دارد و مطلوبیت دوره عقد یکسال است پس بقیه اش چی ؟ چطور می خواهد برنامه زندگیشان را تامین کند . حالا اگر پدر متمکن باشد ، مانع برداشته میشود ولی بسیاری از خانم ها دوست ندارند  این جوری وارد زندگی شوند . دوست دارند مردشان مستقل باشد بعد وارد زندگی بشوند یک مقدار امکانات پایین تر ولی  وام دار پدرش نباشد . اگر وام دار پدرش باشد رگ حیاتی آنها دست پدرش است و استقلال ندارند . زن دوست دارد مردش تکیه گاهش باشد و به مردش تکیه کند . حالا مردی که به پدرش تکیه کرده نمیتواند تکیه گاه او باشد و در مورد خانم ها ، این موانع وجود ندارد . کسانی که به خاطر تحصیل ، ازدواجشان را به تاخیر می اندازند ، اینطور نیست . نفقه بر عهده مرد است و فقط  باید مطمئن بشود که آقا اجازه میدهد تحصیلات خود را ادامه دهد . خانمی گفته اند من پزشکی می خوانم .من در شهر دیگری هستم و شوهرم در شهر دیگری و هردو کار داریم و ما باید پنج سال عقد کرده بمانیم ،  این دیگر سخت میشود . یا اصلا وارد زندگی بشوند و ازدواج رسمی نکنید ولی از هم دور باشید . دختران زیر هجده سال بخاطر عدم ثبات عاطفی ،  آقایان در صورتی جواب بله را بدهند که مطمئن بشوند عواطف در  انتخابشان حاکم نبوده و عقلانی انتخاب کرده اند اگر بر اساس احساساتشان تصمیم بگیرید مشکل ایجاد میشود .
     چه کار کنیم که عرف سنی ما در همه جا به این موارد کارشناسی که شما اشاره میکنید نزدیک بشود؟
    استان هایی که سن ازدواج در آنها پایین است ، مشکلاتشان کمتر است و نظر اسلام هم همین است . و  سن ازدواج مطلوب همین است .روایت داریم : پدری خوشبخت است که دخترش در خانه او عادت ماهیانه نشود . این ها هست و چقدر برازدواج سن پایین تاکید شده است . رشد درجامعه های مختلف با هم فرق میکند . پیچیدگی جوامع و کلان شهرها این قدر زیاد است که اگر جوانی به رشد شخصیتی نرسیده باشد ، آن پیچیدگی ها دچار مشکلش می کند و گرنه اگر یک جامعه ، جامعه بسیطی باشد یک جامعه ساده ای باشد و پیچیدگی نداشته باشد مثل روستا ، که پدر و مادر فرزند را حمایت میکنند . در شهر های بزرگ کم حمایت می کنند و چون این مطلوب نیست ما مجبوریم بگوییم این ملاک ها را داشته باشید . چون در شهر های بزرگ ازدواج های زودرس خیلی مشکلات دارد و همچنین ازدواج های دیررس

  • نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 آذر1390 توسط miron

     

    1- افرادي که با هم اختلاف سني زيادي دارند

    انسان در هر سني رفتار،خصوصيات و ويژگيهاي خاصي دارد که مخصوص آن سن بخصوص مي باشد و در سنين ديگر اين رفتارها را از خود بروز نمي دهد وقتي که دو نفر با اختلاف سني بسيار زياد با هم ازدواج مي کنند قطعاً، ويژگيها و خصوصيات رفتاري آنها با هم تفاوت زيادي دارند.که اين تفاوت در رفتار، ميزان تفاهم آنها را نيز کاهش خواهد داد.اما نکته مهم در خصوص اختلاف سني اين است که چند سال اختلاف سني از يک سن به سن ديگر
    معاني متفاوتي خواهد داشت.براي مثال بين يک دختر 20 ساله و يک مرد 35 ساله 15 سال اختلاف سني وجود دارد و بين يک مرد 55 ساله و يک زن 40 ساله نيز 15 سال اختلاف سني وجود دارد.اما تأثير اين 15 سال اختلاف براي آنها کاملاً متفاوت مي باشد.يعني اينکه افکار دختر 20 ساله با مرد 35 ساله کاملاً متفاوت است در حالي که يک زن 40 ساله با مرد 55 ساله ممکن است تفاوت هاي فکري زيادي نداشته باشند.به هر حال آنچه مهم است اين است که در سنين معمولي ازدواج اختلاف سني بيشتر از 7 يا 8 سال ممکن است مشکلاتي بوجود بياورد اگر چه موارد استثنايي بسيار زيادي نيز وجود دارد.
    اختلاف سني بيش از حد از جنبه هاي متفاوتي ممکن است باعث بروز مشکلات شود. براي مثال نوع تفريحات و سرگرميهاي دو نفر کاملاً با هم متفاوت است و رفتار هر دو براي ديگري خسته کننده و کسل کننده مي باشد.طرز تفکر و نگرش هر دو نسبت به مسايل زندگي با هم فرق مي کند که اين موضوع نيز ميزان تفاهم را کاهش مي دهد.و نکته ديگر اينکه ارتباط جنسي لذت بخش يکي از ضروريات زندگي زناشويي است که هر گونه اختلال در آن ميزان تفاهم را به شدت کاهش مي دهد و نيازهاي جنسي انسان در شرايط مختلف متفاوت مي شوند.افرادي که داراي اختلاف سني زيادي هستند ممکن است يکي در اوج نيازهاي جنسي باشد اما نيازهاي ديگري فروکش کرده باشد که اين امر باعث بوجود آمدن مشکلاتي در روابط آنها مي گردد.

    2- افرادي که از نظر ديني و مذهبي با هم تفاوت دارند

    موضوع تفاوت هاي ديني و مذهبي بسيار مهمتر از تفاوت هاي سني مي باشد. چون رفتار انسان با افزايش سن تغيير مي کند و هر دو طرف به تدريج به هم شبيه مي شوند اما تفاوت هاي ديني و مذهبي به اين سادگي تغيير نمي کنند. اگر شما در يک خانواده ي مذهبي متولد شده باشيد قطعاً از دوران کودکي آموزش هاي مذهبي زيادي را فرا گرفته ايد که اين آموزش ها اثرات خود را براي هميشه بر شخصيت شما باقي مي گذارند.حال اگر با فردي که اعتقادات ديني ضعيفي دارد ازدواج کنيد، اثرات آين آموزش ها بر روابط شما خلل ايجاد مي کنند.
    ترديدي نيست که انسان ذاتاً به دين و مذهب گرايش زيادي دارد.در ايام خاصي مانند عزاداري عاشورا و تاسوعاي حسيني همه ي افراد در جامعه ي ما به مذهب گرايش پيدا مي کنند.حال اگر همسر شما تمايلي به شرکت در اين مراسم نداشته باشد و از حضور شما نيز جلوگيري نمايد روابط شما به تدريج تيره مي شوند.
    البته لازم به ذکر است در ابتداي آشنايي معمولاً هر دو طرف در مورد اعتقادات مذهبي همديگر نيز سؤالاتي مي پرسند اما موضوعي که وجود دارد اين است که هر دو سعي مي کنند به نحوي خود را شبيه همديگر نشان دهند و موضوع را خيلي جدي نمي گيرند.اما به تدريج که جلوتر مي روند و بويژه وقتي موضوع تربيت فرزندان مطرح مي شود اين اختلافات خود را بيشتر نشان مي دهند.
    لذا اگر در اعتقادات مذهبي خود سخت گير هستيد در انتخاب همسر خود به اين موضوع توجه کنيد در غير اينصورت ممکن است با مشکلاتي مواجه شويد.

    3- افرادي که از نظر سطح تحصيلات و موقعيت اقتصادي، اجتماعي با هم متفاوت هستند

    يکي از معيارهاي تفاهم در زندگي زناشويي داشتن علايق مشترک، عقايد و باورهاي مشترک، سليقه هاي مشترک و سوابق مشترک مي باشد. هر قدر شما با همسرتان تجارب مشترک بيشتري داشته باشيد از زندگي زناشويي خود بيشتر لذت مي بريد. اما وجود علايق مشترک بستگي به ميزان شباهت در تحصيلات و وضعيت اقتصادي و اجتماعي دارد. اگر شما داراي تحصيلات دانشگاهي باشيد اما همسرتان تحصيلات متوسطه داشته باشد، علايق و تجارب مشترک کمي خواهيد داشت. همچنين اگر از نظر وضعيت اقتصادي و اجتماعي خانواده با هم متفاوت باشيد، ميزان علايق و سليقه هاي مشترک شما کم خواهند بود.
    از طرف ديگر ميزان تحصيلات و وضعيت اقتصادي و اجتماعي بر روي نحوه ي نگرش انسان نيز تأثيرات زيادي بر جاي مي گذارند نگرش يک فرد تحصيلکرده به زندگي با نگرش يک فرد بيسواد يکسان نمي باشد.نگرش فردي که در يک خانواده ي ثروتمند و داراي موقعيت اجتماعي بالا متولد شده است با نگرش فردي که در
    يک خانواده ي معمولي رشد کرده است کاملاً متفاوت هستند و اين تفاوتها به زودي تأثير خود را بر جاي مي گذارند.
    لذا بايد توجه داشته باشيد هر قدر با همسرتان علائق، سليقه ها و تجارب مشترک بيشتري داشته باشيد احتمال داشتن زندگي زناشويي رضايتبخش بيشتر مي باشد.

    4- افرادي که هنوز از نامزد يا همسر قبلي خود به طور کامل جدا نشده اند

    اگر نامزد شما قبلاً با فرد ديگري ازدواج کرده باشد و يا اينکه با کسي نامزد شده باشد، بايد قبل از نامزدي با شما تکليف خود را با روابط قبلي اش مشخص کند. وجود فردي ديگر در بين شما هميشه يک رابطه ي مثلثي بوجود مي آورد که شما در يک رأس اين مثلث هستيد و دائماً توجه و علاقه نامزدتان بين شما و آن شخص در نوسان مي باشد.
    وجود همسر قبلي و عشق و علاقه هاي سرکوب شده نسبت به او همواره مانند يک عقده مانع از ايجاد صميميت واقعي بين شما و همسرتان مي شود.زماني رابطه شما با همسرتان کاملاً صميمي خواهد شد و شما نسبت به يکديگر عشق بدون شرط پيدا مي کنيد که بين شما و همسرتان هيچ موضوع مخفي و پنهاني وجود نداشته باشد.اما علاقه نامزدتان به همسر قبلي اش و يا ترس از دخالت ها و کارشکني هاي او موضوعي نيست که بتواند آن را آشکارا براي شما بيان نمايد. پس آگاه باشيد که اگر رابطه ي نامزدتان با همسر
    قبلي اش هنوز قطع نشده است و يا اگر رابطه ي شما با نامزد يا همسر قبلي تان به طور کامل قطع نشده است قبل از اينکه خود را به رابطه ي جديد وارد کنيد بايد تکليف خود را مشخص کنيد.

    5- افرادي که از يکديگر دور هستند.

    آيا تا بحال سعي کرده ايد رفتار خود را به مدت کوتاهي کاملاً تغيير دهيد.و رفتاري بسيار مهربان، صميمي و دوست داشتني از خود نشان دهيد، براي مدت کوتاه مي توانيم اين رفتار را از خود نشان دهيم. اما براي هميشه نمي توانيم اين طور رفتار کنيم. اگر محل زندگي شما با نامزدتان فرسنگ ها فاصله داشته باشد فقط براي مدت کوتاهي مي توانيد در کنار همديگر باشيد. خوب طبيعي است که براي مدت کوتاه همه مي توانند رفتار خود را کاملاً تغيير دهند و رفتاري جديد از خود نشان دهند اما آيا اين رفتار را براي هميشه مي توانيد ادامه دهيد. اگر شما به بالاي يک کوه بزرگ برويد از آنجا مراتع و کشتزارها و جنگل ها بسيار زيبا و مرتب به نظر مي رسند و هيچ چيز نامطبوعي ديده نمي شود. اما وقتي به داخل آنها برويد و از نزديک مشاهده کنيد از آن زيبائيها خبري نيست. بلکه متوجه وجود نابسامانيهاي زيادي مي شويد.روابط شما با همسرتان نيز بدين گونه است اگر فاصله ي شما با نامزدتان دور باشد و اوقات بسيار کمي در کنار همديگر باشيد هرگز به يک شناخت واقعي دست پيدا نمي کنيد.
    با عشق از راه دور ساده تر مي توان يک رابطه را از آنچه واقعاً هست، بهتر ديد، زيرا وقت مفيدي که عملاً به طور ثابت و هميشگي بتوانيد صرف آشنايي و شناخت يکديگر کنيد، بسيار ناچيز است. اما همان عواملي که رمانتيک بودن يک رابطه ي راه دور را سبب مي شوند، موجب پرمخاطره شدن آن نيز مي گردند. هدف عاشق و معشوق در يک رابطه ي طبيعي بايد اين باشد که با يکديگر مهربانتر و صميمي تر شوند. در حالي که هدف عاشق و معشوق در يک رابطه ي راه دور اين مي شود که دوباره يکديگر را ببينيد. افرادي که از يکديگر دورند هرگز مسايل و مشکلات خود را با هم مطرح نمي کنند زيرا در آن مدت محدود قصد دارند که از زمان خود حداکثر استفاده را ببرند. در نتيجه مسايل و مشکلات حل نشده ي بسيار زيادي بين آنها وجود دارد که اين مسايل به تدريج تبديل به يک عقده مي شوند و صميميت و يکرنگي را از بين مي برند.

    نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 آذر1390 توسط miron

    تعریف اعتماد: ایجاد اطمینان تام در خود یا شخص مقابل برای برقراری روابطی کاملا صمیمی

     راه حل هایی برای کسب اعتماد (بین دو جنس مخالف)

    ۱- اعتماد اول از خود شخص باید شروع شود.

    ۲- شناخت کامل از طرف مقابل

    ۳- تمرکز کردن روی طرف مقابل

    ۴- تلاش برای بافتن سابقه ی شخص مورد نظر

    ۵- بررسی دوستان شخص مورد نظر

    ۶- شخصیت فرد را واقع بینانه تجزیه وتحلیل کنیم (حقیقت گرایی)

    ۷- نشان ندادن ویژگی های اخلاقی خاص خود در برخوردهای اول

    ۸- امتحان کردن فرد با روشهای خاص(آزمون عصبانیت و...)


    نوشته شده در تاريخ یکشنبه 12 خرداد1387 توسط sepideh

    بين کسي که عاشق شده است و کسي که تنها شخصي را دوست دارد تفا وتهايي است . نکات زير به شما کمک خواهد کرد تا اين تفا وتها را درک کنيد.
    1- هنگام ديدن کسي که عاشق او هستيد تبش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد اما هنگامي که کسي را مي بينيد که آنرا دوست داريد احساس سرور و خوشحالي مي کنيد.

    2- هنگامي که عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليکن هنگامي که کسي را دوست داريد زمستان فقط فصلي زيبا (زمستاني زيبا) است.

    3- وقتي به کسي که عاشقش هستيد نگاه مي کنيد خجالت مي کشيد وليکن هنگامي که به کسي که دوستش داريد مي نگريد لبخند خواهيد زد.

    4- وقتي در کنار معشوقه خود هستيد نمي توانيد هر آنچه که در ذهن داريد بيان کنيد اما در مورد کسي که دوستش داريد شما توانايي آن را داريد.

    5- در مواجه شدن با کسي که عاشقش هستيد خجالت مي کشيد و يا حتي دست و باي خود را گم مي کنيد اما در مورد فردي که دوستش داريد راحتتر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت.

    6- شما نمي توانيد به چشمان کسي که عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه کنيد (زل بزنيد)اما مي توانيد در حالي که لبخند ي بر لب داريد مدتها به چشمان فردي که دوستش داريد نگاه کنيد.

    7- وقتي معشوقه شما گريه ميکند شما نيز گريه خواهيد کرد و اما در مورد کسي که دوستش داريد سعي بر آرام کردن او ميکنيد.

    8- احساس عاشق بودن و درک آن از طريق نگاه ( ديدن ) است اما در درک دوست داشتن بيشتر از طريق شنوايي است ( از طريق ابراز علاقه بصورت کلامي ).

    9- شما مي توانيد يک رابطه دوستي را بايان دهيد اما هرگز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا که حتي اگراينکار را بکنيد - عشق همانند قطره اي در قلب شما و براي هميشه باقي خواهد ماند.


    نوشته شده در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1387 توسط miron

    مفاهيم ارتباط اجتماعي

    نکته مهمي که در شکل گيري هويت اجتماعي، انسجام هويت و فرديت اجتماعي مطرح است يادگيري مي باشد . همه رفتارها ياد گرفته مي شوند و از طريق تمرين تجربه مهارتهاي بسياري را به دست مي آورد. اين يادگيري در تعامل با شخصيت و خلق و خوي فرد قرار مي گيرد و موجب روابط اجتماعي بسياري مي گردد. مثلاً چنانچه نوجوان داراي رفتار شادي باشد ديگران نيز وي را مورد پذيرش قرار مي دهند.

     

    نوجوانان هنگام برقراري روابط اجتماعي، به طرز تفکر و انديشه ديگران در مورد خود اهميت بسياري مي دهند، به همين علت خود را طوري آماده مي کنند تا ديگران بپذيرند.

     

     

    مفاهيمي که در ارتباطات اجتماعي تشکيل مي شود عبارتند از:

    مفهوم نقش خود، ترکيب اجزاء خودانگاره، دوستي با همسالان، چگونگي برخورد با جنس مخالف، ايفاي نقش در ارتباط با والدين، مدرسه و ساير بزرگسالان و فعاليتهاي گروهي.

    اين مفاهيم تأثير بسزايي بر تصورات نوجوان از پذيرش خود توسط ديگران به جاي مي گذارد. بنابراين در پايان دوره نوجواني، رشد اجتماعي کامل مي شود و نوجوان به عنوان يک جوان اجتماعي وارد اجتماع مي شود در صورتي که اين مفاهيم خوب در ذهن نوجوان شکل بگيرد هويت اجتماعي مناسبي پيدا مي کند.

     

    چنانچه هر يک از مفاهيمي که ذکر شد دچار مشکل باشند و در نوجوان بدرستي شکل نگيرند موجب ايجاد ناهنجاريها و انحرافاتي در نوجوان مي گردند. مثلاً عضويت در گروههاي ضد اجتماعي مي تواند به عنوان رفتار ناهنجاري مطرح گردد که يکي از آثار آن ايجاد فاصله زياد بين والدين و نوجوان است. زيرا عضويت در گروه مستلزم فراموشي خود و جايگزيني خود در گروهي به جاي خو واقعي است.

     

    يا به طور مثال نوجواني که در پايان دوره نوجواني که مي بايد روابط شديد قبلي با گروه همسالان کاهش يابد، سعي بر فاصله گرفتن از والدين و ارتباط شديد با دستان دارد و نمي تواند با افراد د ديگر و والدين ارتباط مناسبي برقرار نمايد، دچار مشکلات بسياري از جمله مشکلات اجتماعي خواهد شد و نياز به استفاده از روشهاي درماني و ارائه راهکارهاي مناسب به وي جهت فاصله گيري از دوستان است.

     

    يا در مورد افرادي که دچار نقص عضو هستند نيز ممکن است مشکلاتي در اين دوره پديد آيند. زيرا همانطور که گفته شد دوره نوجواني دروه اي است که فرد به نظرات و گرايشهاي اطرافيان و جامعه در مورد پذيرش خود اهميت بسياري مي دهد و حساسيت بسياري نسبت به رفتارها و برخوردهاي جامعه نسبت به نقص خود پيدا مي کند.

     

    در اين زمينه بايد افراد را تشويق نمود که نواقص خود را با يکسري تواناييهاي ديگر جبران کنند تا احساس عزت نفس و اعتماد بنفس کافي را به دست آورده، جامعه بتواند آنها را بپذيرد و به هويت اجتماعي دست يابند. نگرش، ديدگاه و فرهنگ مردم نيز نسبت به نقايص بايد تغيير کند و مردم بايد همه را به يک ديد بنگرند و به تواناييهاي افراد توجه کنند نه به نقايص آنها. زيرا در صورت عدم نگرش مثبت اجتماع نسبت به معلوليت فرد قادر نخواهد بود در جامعه ابراز وجود کند و در نتيجه هويت اجتماعي وي با مشکل مواجه مي شود.

     

    مثلاً نوجوانان معلول جسمي مي توانند با تقويت تواناييهاي فکري و ذهني خود، نگرش مثبتي در خود نسبت به توانمنديهايشان ايجاد کنند، به خودباوري برسند و بدون حساسيت بي مورد به نگرش جامعه سعي بر برقراري روابط با جامعه و رسيدن به اهداف خود داشته باشند.


    نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 توسط miron

    همیشه سعی کن خودت دست اول باشی ، نه نسخه دست دوم دیگری.

    (جودی گارلند)

     

    در نهایت تو را همان قدر دوست می دارند که تو دیگری را دوست می داری. (پل مک کارتنی)

     

    باید در زندگی چیزی بیش از داشتن همه چیز وجود داشته باشد. (موریس سنداک)

     

    راز پیشرفت شروع کردن است. (آگاتا کریستی)

     

    اوضاع پیش از آن که کمی بد شود ، خیلی بد می شود . (لیمی تاملین )

     

    زندگی زیبا بود اگر می دانستیم با او چه کنیم . (گرتا گاربو)

     

    یا خودت راوفق بده ، یا هلاک شو ، این دستور قطعی طبیعت است. (اچ جی ولز)

     

    چنان چه ندانی به سوی کدامین بندر روانی ، هر بادی ، باد موافق خواهد بود. (سنکا)

     

    اساس و زیر بنای خوشبختی شش چیز است :

    درستی ، صداقت ، منش ، ایمان ، وفاداری و عشق .(زیگ زیگلار)

     

    خوشبختی آن است که از آنچه سهم توست ، نهایت استفاده را بکنی .(تای بوید)


    نوشته شده در تاريخ جمعه 30 فروردین1387 توسط miron

    بیان موانع روابط سالم

     

    1)غرایز                2)عشق وانواع  آن                3)سایر نیازها

    4)استرس               5)بیماری روانی                   6)عوامل محرک اجتماعی

     

    1-غریزه

    موجودات زنده عالی به ویژه انسان با یک عده استعداد و مهارت ها یا به طور کلی خصایص مشترک وهمگانی زاییده می شوند و نیاز به یادگیری آنها ندارند و به عبارت دیگرهر فرد هنگام تولد برای انجام دادن یک عده فعالیت ها آمادگی و مهارت قبلی یا فطری دارد. این گونه خصایص را غریزه می نامند و برای مشخص شدن آن از سایر انواع رفتار انسانی، چند خاصیت را به آن نسبت داده اند از جمله اینکه غریزه استعداد پیچیده ای است که به یاد گیری نیاز ندارد.

    -غریزه در تمام افراد یک نوع موجود زنده وجود دارد.

    -غریزه در مراحل خاص رشد وتکامل ظاهر می شود.

    -غریزه را نمی توان در موجودات زنده از بین برد.

    -غریزه با تغییر وضع خارجی تغییر پیدا نمی کند.

    -غریزه در همان لحظه ظهور از مهارت لازم برخودار است.

     

    هدف غریزه کاملا" مشخص است وجنبه زیستی دارد. غریزه زندگی در رفتار جنسی تجلی     می کند.

    میل جنسی

    انگیزه نیرومند دیگری است که از بسیاری جهات با گرسنگی تفاوت دارد. برخلاف گرسنگی میل جنسی نقش تعیین کننده در ادامه حیات یک جاندارندارد. اما ادامه حیات نوع جاندار وابسته به آن است. غذا خوردن از کمبود های بافت می کاهد، اما در مورد میل جنسی کمبودی در کار نیست، رفتار جنسی به جای آن که انرژی تامین کند، خود انرژی مصرف می کند.

     

    2-عشق و تبین آن

    یکی از نتایج ماهیت راز گونه عشق است که تا به حال کسی تعریف حقیقتاً ارضا کننده ای از نرسیده است، در نتیجه کوششی که به منظور توضیح آن انجام کرفته است، عشق را به مقولات مختلف تقسیم کرده است شهوت ،عشق الهی ،عشق کامل ،عشق ناکامل وامثالهم به هر تقدیر هر تعریفی از عشق به نحوی از انحاءتعریفی ناقص است ،عشق چنان عظیم است وژرف که هرگز قابل درک ،قابل اندازه گیری ،قابل اسارت در چهار چوب واژه ها نیست .

    عاشق شدن

    (عاشق شدن )عشق یا حداقل تجلی عشق است سوء برداشتی عمیق ،زیرا از لحاظ  ذهنی عاشق شدن عمیقا" به عنوان عشق تجربه می شود وقتی فردی عاشق می شود بی شک آنچه حس می کند آن است که (عا شقش هستم )اما بلافا صله دو مسئله پیش می آید . اول آنکه تجربه عاشق شدن به ویژه تجربه ای شهوانی و جنسی است .ما عاشق کودکانمان نمی شویم هر چند بسیار بسیار دوستشان داریم ما عاشق دوستان هم جنسمان نمی شویم مگر آنکه تمایلات هم جنس بازی داشته باشیم .ما تنها زمانی عاشق می شویم که آگاهانه یا نا آگاهانه از لحاظ جنسی برانگیخته شده باشیم .دومین مسئله این است که تجربه عاشق شدن همواره گذر است مهم نیست که عاشق چه کسی شویم اگر رابطه به حد کافی ادامه یابد عشقمان پایان میگیرد . منظور این نیست که دیگر به کسی که عاشقش بودیم عشق نمی ورزیم اما این معنا را در بر دارد که احساس جذبه عشق که مشخصه عاشق شدن است سپری می شود .

    به طور کلی در یک تقسیم بندی عشق به شش نوع تقسیم می گردد که نوجوانان معمولاً در دام سه عشق اول قرار می گیرند که مهمترین فرق سه عشق با سه عشق دوم این است که در سه عشق اول فرد ممکن است چیزی عایدش شود ولی در نوع دوم ممکن است رابطه یک طرفه باشد .

    نوع اول: عشق غریزی یا جنسی

    یعنی علاقه  به خاطر شهوت واز روی غریزه جنسی این عشق در دوران نوجوانی در پسران بیشتر است.

    نوع دوم :عشق رومانتیک  .

    یعنی عشق تصوری که فرد در ذهن خودش فرد مقابل را برآورنده تمام نیازهای خود می داند این عشق در دختران بیشتر از پسران نمود دارد .

    نوع سوم :عشق از نوع وابستگی

    این نوع عشق در افراد بیمار مانند شخصیت های مرزی دیده می شود ،یعنی وابستگی عاطفی شدید به فردی پیدا کردن وآنقدر ادامه یابد تا به ازدواج برسد.

    نوع چهارم :عشق از نوع دوستی یا فر نشیب

    یعنی اینکه دو نفر به عنوان دوست عاشق هم می شوند در این نوع اگر هم را نبینند مشکلی ایجاد نمی شود مانند عاشق های معنوی وعشق به ائمه و امامان ، زمانی که فرد حدود مرزهایش را گسترش می دهد به مرحله عالیتری از وجود رسبده است .

    در نتیجه عمل عشق ورزیدن ،عمل تکامل خویش است حتی زمانی که هدف از عمل رشد دیگری باشد با دست یافتن به تکامل رشد می کند . و مهمترین خاصه این عشق هدف آگاهانه ای است که در ذهن عاشق وجود دارد .

    نوع پنجم :عشق از نوع ،نوع پرستیی

    یعنی دوست داشتن افراد دیگر از روی نوع پرستی و کمک به انسانها ، و هیچ بهره ای در کار فرد برای این ارتباط نیست به غیر از بهره ها ی معنوی و انسانی این تعریف از عشق شامل عشق به خود همراه باعشق به  دیگری است . چون من انسانم وتو انسانی ،عشق ورزیدن به انسانها به معنای عشق ورزیدن به خود توست.

    نوع ششم :عشق خدا پرستانه

    یعنی عشق به معبود الهی و تقدیس آن ، انسان عاشق همچون ماهی در دریاست وعشق با ارزشترین وسیله تقرب به او می باشد . در سایه عشق به خدا آرامش و آسودگی و سعادت          می یابد. عشق خدا پرستان یکی از حالات بسیار خوب است که می توان آن رااز زیباترین صفت یک انسان دانست . بیداری در دل شب و مناجات به خداوند، خلوت کردن در دل شب ها و اشتغال به عبادت شیوه عاشقان است که برای وصال به معبود خویش پیوسته در آتش عشق می سوزند و به چیزی جز وصال نمی اندیشند بالا ترین محبت ها محبت به خدا است، بلکه جز او کسی حقیقتاً سزاوار محبت نیست و دوست داشتن دیگران و چیزها و اشخاص هم باید برای خداوند باشد .

     

    3- سایر نیازها

    آبراهام مازلو یکی از رهبران توسعهروانشناسی انسان گرااست اوسلسله مراتبی از نیاز ها را ارائه کرده که از نیازهای اساسی زیستی آغاز می شود و در سطو ح بالاتر به انگیزه های روانی پیچیده تری می رسدکه تنها پس از بر آورده شدن نیازهای اولیه نقش مهمی بر عهده می گیرند . نیازهای هر سطح معین باید دست کم تا حدودی ارضا شوند تا نیازهای سطح بعدی بتواند به صورت عوامل تعیین کننده عمل در آیند .زمانی که انسان ها نتواند یکی یا هر دو نیاز خود را ارضا نمایند، آن وقت درد روانی را تجربه می کنند، درد اضطراب که فرد رادر مورد آن نیاز آگاه می سازد اینکه باید کاری در این مورد انجام دهد و به طور غریزی از طریق درگیری بادیگران در جستجوی کاهش این درد بر می آید. لذا احساس شدید به طرف مقابل پیدا می کند و آنرا عشق می داند. بر اساس نظریه گلاسر قدرت ،سرگرمی ،عشق و تعلق و وابستگی از نیازهای روانشناختی انسان است و اگر این نیازها به طریقی مثبت ارضا نشود نوجوان و جوان برای عدم ارضای صحیح آن شروع به ایجاد روابط ناسالم می کندلذا توجه به نیازها ی جوانان اهمیت فراوانی دارد .

     

    4- استرس

    همه انسان ها تحت تاثیر استرس آسیب پذیری بیشتری دارند در نتیجه تحت تاثیر آن وابستگی بالایی را نشان می دهند استرس ها زیاد هستند . استرس یعنی آنچه بر شما اتفاق می افتد، آنچه شما احساس می کنید یا تعامل بین آنچه احساس می کنید و آنچه اتفاق افتاده است. لذا استرس نیز می تواند به عنوان یکی از عوامل مهم در ایجاد وابستگی و ارتباط نوجوانان برای رهایی و مقابله با آن مطرح گردد وجود انواع استرس های خانوادگی– تحصیلی– اجتماعی و روانی می تواند بستر مناسبی برای رشد و ایجاد وابستگی های عاطفی گردد.

     

    5- بیماری روانی

    در سلامت روانی انسان عواملی مؤثرند که می توان آنها را به دو گروه تقسیم کرد:

    الف)عوامل فردی، فرد پیوسته در حال تغییر است و ما این تغییرات مداوم و تدریجی را فرایند رشد و تکامل تعبیر می کنیم و این عمل یا فرایند رشد تکاملی را نضج می گویند مفهوم کلی نضج نیافتگی این است که فرد رفتار بچگانه یا نوجوانی را در بزرگسالی هم نگاه داشته باشد.

    ب)عوامل اجتماعی،به دلیل اینکه انسان نمی تواند انفرادی زندگی کند نتیجتاً خود را از تاثیر دیگران هم نمی تواند دور نگاه دارد به همین سبب، سلامت و بهداشت روانی فرد از عوامل اجتماعی نیز مؤثر میشود قبلاً گفته شد که زندگی در صورتی رضایت بخش است و فرد از سلامت روانی بهره مند خواهد شد که احتیاجات او به موقع ارضا شود و او احساسات و عواطف مربوط به هر دوره از مراحل رشد و تکاملش را آزادانه بیان کند لذا نیزتنها به خود فرد ارتباط ندارد بلکه محیط اجتماعی و عوامل اجتماعی که بر او تسلط دارند باید برای این منظور مساعد باشند.

    از جمله بیماری های روانی که فرد مبتلا به آن احساس وابستگی عاطفی شدید به دیگران می کند و یا به نوعی حیات خود را با آنها ممکن می داند افسردگی، شخصیت های مرزی، اختلالات جنسی و هویت جنسی و اختلال دو قطبی می باشد این بیماران هم در خود و هم در افراد دیگر باعث ایجاد وابستگی می شوند. لذا توجه به این مهم بسیار اهمیت دارد که در صورت عدم برآورده شدن نیازهای روانی و ارضا به موقع آن و وجود ناکامی شدید در آن به نوعی  زمینه ابتلاء به بیماریهای روانی راهم می شده و این خود می تواند یکی از علل ایجاد روابط ناسالم بین افراد گردد.

     

    6- محرک های اجتماعی

    همسالان از راههای منحصر به فرد و عمده در کل گیری شخصیت، رفتار اجتماعی، ارزها و نگرش های یکدیگر دخالت دارند روابط بین همسالان تاثیرات نه چندان آشکاری در رشد اجتماعی دارد بدون شک موقعیت نوجوانان در میان همسالانشان و دوستی هایی که برقرار میکنند «در مفهوم از خود» آنان تاثیر میگذارد هنگام ارزیابی این تاثیرات باید به خاطر داشته باشیم که روابط همسالان تحت تاثیر روابط اجتماع بزرگتری یعنی خانواده، مدرسه و سایر گروه های سازمان یافته غیر رسمی است.

     

    ارائه مدل و  راهکار

     

    روانشناسی به نام اریکسون معتقد است برای اینکه فردی بتواند یک رابطه صمیمانه موفقیت آمیز برقرار کند باید هویتش شکل گرفته باشد. اما به ترتیب عشق هم هیجانی است که ناگهان رخ می دهد یعنی عاشق شدن علت خاصی ندارد و بیشتر اوقات خود به خود رخ می دهد حا لا شما باید بتوانید آن راکنترل کنید . برای کنترل عشق باید از کارهای که عشق را تندترمی کند. پرهیز کرد مثل تخیل در باره او و فکر به زندگی مشترک با او همچنین پرهیز از برقراری رابطه با او و عامل مهم دیگر از ذهن خوانی است.

    ذهن خوانی چیست؟

    ذهن خوانی یعنی این که اکر یکی نگاه به ما بکند بگوییم عاشق ما است.مثل تعبیر دل به دل راه دارد.

    عمق روابط به میزان صمیمیت در رابطه اشاره دارد و تعیین می کند که افراد در این رابطه با هم چگونه رفتار می کنند به طوری که روابط از لحاظ عمق به سه دسته تقسیم می شوند.

     

    1)روابط من و او

    2) روابط من و شما

    3) روابط من و تو

     

    روابط من و اوبه روابط بسیار جدی که طرفین به جز چند کلام و یک ارتباط جزئی با هم کاری ندارند. اشاره می کند مثل روابط مشتری و میوه فروش.

    روابط من و شما به رابطه اشاره می کند که دو طرف در یکی یا چند مورد نقطه اشتراک دارند مثلاً رابطه دو همسایه اما از اسرار زندگی یکدیگر اطلاعاتی در دست ندارند و با هم صمیمی نیستند.

    روابط من و تو به روابطی اتلاق میشود که دو طرف به خوبی هم دیگر را درک میکنند ونسبت به حقوق یک دیگر احترام قائل اند واهداف مشترک زیادی را دنبال می کنند.

    به هر حال همه شما شما ممکن هست کم و بیش مشکلاتی داشته باشید ودرگیر یکی از مهم ترین وظایف زندگی یعنی هویت یابی باشید درعین حال ممکن است با مشکلات از قبیل مشکلات خانوادگی دست پنجه نرم کند ولی به هر حال شما میتوانید همه این مسائل را یکی پس از دیگری با امنییت پشت سر بگذارید مثال شعر چشمه وسنگ در این جا مصداق پیدا میکند. این شعر حکایت از آن دارد که علی رغم تمام نیروهای مخالف در صورت استقامت وایستادگی میتوان بر آنها غلبه کرد کافی است که اهداف روشنی داشته باشید وبرای رسیدن به آنها از موانع نترسید و به دنبال زندگی راحت تر و را ه کوتاه تر نباشید.

    رابطه سالم به رابطه ای گویند که نه تنها موجب هیچ گونه آسیبی از لحاظ جنسی، جسمی، و روانی نمی شود بلکه باعث بهبود دیگر قسمت های زندگی می شود. مانند زندگی تحصیلی، شغل و خانوادگی در واقع نه تنها موجب آرامش ما است بلکه موجب آرامش دیگران نیز می شود و مزاحم آنان نیست.

     

    پس یک رابطه سالم از دیدگاه روانشناسان اجتماعی آن است که:

    1) دو طرف از همه ویژگی های یکدیگر کاملاً آگاهی داشته باشند. مثلا ًبدانند علی رغم شباهت بین زنان و مردان پسران و دختران کاملاً متفاوتند.

    2) از تصورات وتخیلات در باره یکدیگر پرهیزمی کنند.

    3) ذهن خوانی نمی کنند.

      4) قادر به کنترل هیجانات خود مانند عشق هستند و مسئول و مغرورند.

    5) حدود رابطه مشخص است یعنی انکه رابطه من و اوست ویا از من و شما تجاوز نمیکند.

    6) دو طرف هیچ گونه قصد و هدف پنهانی از رابطه ندارند.

    7) رفتارها و گفتارها متناسب با عمق رابطه است.

        8) عدم انجام رفتار های نمایشی در رابطه (به عنوان مثال جلو ما ها تک چرخ نمی زند و اگردختر است اشوه نمی ریز. )

     

    و اما چه باید انجام دهید:

    * فرایند هویت یابی را تسریع کنید برای این کار ویژگی افراد با هویت را در نظر بگیرید و با توجه به هر یک رفتارهای مورد نیاز را در خود شکل دهید.

    * اگر از لحاظ جنسی تحت فشار هستید میل شدید جنسی نسبت به غیر هم جنس و هم جنس احساس می کنید، آن را با یک مشاور متخصص ومتبحر در میان بگذارید تا اگر ضرورت ایجاب کرد آن را با خانواده شما در میان بگذارد و به کمک آنها این موقعیت مدیریت شود .

    * از برقراری روابط پنهان بپرهیزید و سعی کنید وقایعی را که برای شما رخ میدهد برای والدین خود در میان بگذارید ولیکن شدیداً از حریم شکنی بپرهیزید.

    *چتر حمایتی خانواده را برای خود حفظ کنید که بدترین خانواده ها از بی خانمانی بهتر است.

    * تفکر انتقادی ومهارت های آن را در خود افزایش دهید.

    * انرژی های ذهنی وجسمی خود را صرف پیشرفت در کار های تحصیلی، هنری، اجتماعی و ورزشی کنید.

    * از وابستگی بیش از اندازه به گروه همسالان بپرهیزید.


    نوشته شده در تاريخ شنبه 10 فروردین1387 توسط miron

    ارزش یعنی چه ؟

    ارزش به اعتقاداتی گفته می شود که فرد به فعالیت واشیاءمعین دارد، به عبارتی دیگر از طریق ارزش روشن می شود که چه فعالیت ویا چه شیئ برای ما ارزشمند است و کدام یک بی ارزش است.

    ارزشها مانند قابی است که دور شیشه قرار می گیرند و مانع شکستن آن می شوند دور کنار ما را دارند و مانع می شوند تا قبل از زمان معینی وارد عمل شویم یعنی اینکه اگر ارزشهایمان شکل گرفته باشد می دانیم  چه کاری خوب است  و چه کاری بد و به این ترتیب حریم ها را نمی شکنیم.

     

    ارزش ها به چند دسته عمده تقسیم می شوند. که مهمترین آنها ارزشهای مذهبی، اخلاقی، علمی و خانوادگی و هنری است. حالا این ارزشها ترتیبش برای هر فردی فرق می کند مثلا"یکی ارزش اولش ارزشهای مذهبی است و ارزش دسته دومش ارزش علمی است . هدفش نیز روشن است    می خواهد به فرانسه برود و دکترای جامعه شناسی بگیرد. اما متوجه می شود در فرانسه زنان   نمی توانند در دانشگاه حجاب داشته باشند، چون ارزش های مذهبی برای در درجه اول اهمیت است می گوید من به فرانسه نمی روم چون نمی توانم حجاب داشته باشم به کشوری می روم که ارزشهای مذهبیم پایمال نشود و در عین حال به هدف زندگیم برسم.

    مشخص ترین علامت بی هویتی نداشتن ارزش است نه پایبند به ارزشهای مذهبی بوده و نه پایبند به ارزشهای خانوادگی اینگونه افراد بی هویت از نوعی خطرناک محسوب میشوند چرا که به دنبال سوء استفاده از طرف مقابل هستند و البته کسانی که سوء استفاده میکنند به دو دسته عمده تقسیم    می شوند دسته اول افرادی هستند که از یک نوع اختلال شخصیت به نام اختلال شخصیت ضد اجتماعی رنج می برند و دسته دوم افراد بی هویتی هستند که به دلیل عدم کنترل هیجانات دچار مشکل شده اند.

     

    ویژگی های افراد دسته اول(شخصیت ضد اجتماعی)

    *ناتوانی در سازش با هنجارهای اجتماعی و انجام رفتارهای پرخطری که معمولاً منجر به بازداشت شدن می شود.

    *فریبکاری که با دروغگویی مکرر و استفاده از نامهای مستعار همراه است.

    *ناتوانی برای برنامه ریزی زندگی.

    *تحریک پذیری و پرخاشگری که با حمله های بدنی همراه است .

    *بی توجهی و بی پروایی نسبت به امنیت خود و دیگران.

    *عدم مسئولیت پذیری که با ناتوانی مداوم شغلی و بازپرداخت تعهدات مالی همراه است.

    *عدم پشیمانی و یا اظهار بی تفاوتی برای بد رفتاری نسبت به دیگران.

     

    این مشکلات معمولاًاز سن 15 سالگی آغاز میشود و تا 25 سالگی ادامه دارد.و داشتن سه تا از این ویژگی ها کافی است که فرد از طرف متخصصین بالینی برچسب شخصیت ضد اجتماعی را دریافت کند.

     

     

    رفتارهایی که موجب می شود تا طرف مقابل مورد سوءاستفاده قراربگیرد.

    به نظر می رسد نداشتن ارزش های روشن و خطوط  قرمز مشخص روشن در زندگی موجب شکل گیری روابطی می شود که فرد رابرای سوء استفاده آماده میکند. به هر حال آگاهی پایین نسبت به موقعیت های خاص مثل آگاهی پایین از ویژگی های جنس مخالف، غریزه جنسی و تحریک مکرر آنرا از طریق خواند ن کتاب، دیدن فیلم، گوش دادن به برخی از موسیقیها و یا حرفهایی که بین گروه همسال ردوبدل می شود، فرد را برای سوءاستفاده شدن آماده می کند یکی دیگر از مشکلاتی که چنین افرادی دارند آشنا نبودن با مهارت های نه گفتن است.

    روابط دختر ها و پسرها از هشت الگوی عمده پیروی میکند:

     

    ·                                    برخورد مبتنی بر شناخت و احترام متقابل

    عده ای ازدختران و پسران ایرانی با شناخت واقعی از یکدیگر و به دور از تخیلات و رویاهای غیر واقعی با یکدیگر روبرو میشوند تحت تعلیم و تربیت صحیح و نیز به کمک قدرت تعقل و تدبر خویش نه از جنس مخالف می گریزند و راه خود را به محض دیدن آنان کج کرده فرار میکنند و نه اینکه به محض دیدن آنان خود را می بازند ودستپاچه و از خود بیخود می شوند.

    ·                                    برخور مبتنی بر شرم افراطی

    مقصود از شرم افراطی ناتوانی فرد در برخورد با افراد اجتماع است .این ناتوانی در روانشناسی با تعابیری چون «کناره گیری»  و« انزوا طلبی » و« دوری جوئی» بیان ونشان داده شده است واین رفتار را باید با آنچه  «حیا » نامیده  می شود متفاوت داشت «حیا یک صفت پسندیده اخلاقی است وعبارت است از کنترل ارادی رفتار خویش، به منظور حفظ حریم بین خود ودیگران » حیا رفتار ارادی و اختیاری، در حالی که شرم یک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است. شرم و خجالت یک حالت هیجانی است که فرد در آن به شکل غیر ارادی، از انجام عملی و یا بیان      عقیده ای و حضور در جمع و جماعتی، خود داری میکند . در چنین وضعی ،فرد مضطرب است  وبر رفتار خود تسلط اندکی دارد . حیا ،بر خلاف علائم فوق حالتی است ارادی و مبتنی بر تسلط فرد بر ارتباط خویش در حیا نیز فرد از انجام دادن اعمال وبیان گفتار یا بر خورد مستقیم با فرد یا افرادی اجتناب می ورزد لکن این اجتناب وبرخورداری مبتنی است بر خونسردی، آرامش فرد .شرم و خجالت رفتار و حالتی نادرست، و حیا حالتی پسندیده است. حیا نقش تربیتی و سازنده دارد،  در حالی که شرم و ججالت میتواند مضر باشد و حتی در مواقعی تشدید شرم وخجالت در فرزاندانمان نسبت به جنس مخالف، نه تنها نمی تواند حافظ حدود و شوؤن رفتاری این دو جنس با یکدیگر باشد بلکه می تواند به دو صورت به آنان آسیب وارد سازد. شرم افراطی، می تواند به صورت پناه بردن به جنس مخالف تجلی کند .

    3.برخورد دستپاچه و هیجان زده

    عدم شناخت ما از دیگران به خصوص عدم شناخت ما از نحوه قضاوت آنان در باره ما  باعث برخورد هیجان زده و دستپاچه با ایشان می شود وقتی ما نمی دانیم دیگران در مورد ما چگونه قضاوت میکنند و یا نمی دانیم عکس العمل آنان در مقابل ما چگونه خواهد بود دچار هیجان زدگی می شویم در چنین وضعی رفتارها از حالت عادی خارج شده و خود را بی کفایت می یابیم و از انجام دادن کارهای عادی، همچون راه رفتن سخن گفتن، و بر داشتن اشیاء وامثال اینها، بر نمی آییم.   عده ای از دختران و پسران نوجوان وجوان ما، امروزه به دلیل نداشتن شناخت صحیح از جنس مخالف، چنین حالتی را از خود بروز می دهند. یک نکاه آنان را هیجان زده می کند و می پندارند صاحب نگاه عاشق آنها شده است.

    4.برخوردخشک و محدود

    برخی از دختران وپسران و نیز برخی از زنان و مردان با برخورد از جنس مخالف به نحو خشک و محدود رفتار می کنند. اینان از انجام دادن آداب معمول در اجتماع سر باز می زنند و از سلام احوال پرسی متداول در میان خویشاوندان و آشنایان از افراد غیر هم جنس اجتناب می کنند، این گونه رفتار هنگامی غیر عادی تلقی می شود که از حدود شرع و عرف فراتر رود و به رفتار افراد ، شکل قهر آمیز وخشن بخشد هنگام برخورد باچنین افرادی انسان می تواند کینه و خشونت که سراسر وجود آنهارا اشغال کرده است را مشاهده کند مردم آنان را به سردی و بی عاطفگی و کینه توزی تشویق می کنند. چنین عکس العملی ممکن است در زندگی زناشویی همین فرد نیز منعکس شود بد خلقی طبیعی همسر در مقابل رفتار های خود را عمل همسر تلقی می کند و سرمنشا ناسازگاری در خانواده خواهد بود.

    5.برخورد مبتنی بر پرخاشگری

    پر خاشگری عمل یا گفتاری است که به منظور آسیب رساندن به شخص یا شیئ دیگری انجام  می گیرد . پرخاشگری ممکن است با عصبانیت و برافروختگی همراه باشد ویا نباشد کسی که به هنگام عصبانیت به شخص ویا شیئ ای حمله می کند و به آن آسیب می رساند و یا با گفتن عبارت یا کلامی در صدد آزردن دیگران بر می آید، پرخاشگری را در حالت عصبانیت نشان می دهد. فرد پر خاشگر با انجام دادن پر خاشگری احساس لذت ورضایت می کند. شخصیت پر خاشگر کسی است که پرخاشگری به عنوان یک تمایل مستمر، او را به طرف انجام دادن اعمال آسیب رساننده سوق می دهد. یکی از موارد پرخاشگری در روابط دو جنس به چشم می خورد پسرانی که با ویراژدادن موتور یا ماشین در مقابل دخترا با عث ترسانیدن آنها وی شوند و با پرتاب سنگ شیشه ی منزل آنها را می شکنند به رفتار پرخاشگرانه ی خویش را نشان می دهند. پرخاشگری معمولا از جنس نر از ماده بیشتر از ماده است در حیوانات نیز این قاعده به چشم می خورد علاوه بر عامل جنسیت عوامل محیطی وتربیتی دوران کودکی و یا نا پختگی در انجام دادن اعمال اجتماعی و وظایف متقابل انسانی نیز در ایجاد پر خاشگری موثر است.

    6.برخورد غیر عادی وناپخته

    از اشکال برخورد دختران و پسران که در جامعه ایرانی به چشم می خورد بر خورد هایی است که ناشی از ناپختگی شخصیت آنان است که جنبه تخریبی آن برای خود ودیگران بیشتر است .رفتارهایی چون متلک گویی ، مزاحمت تلفنی،خبر چینی،غیبت کردن وغیره است از جمله این گونه رفتارها که در شهر های بزرگ کم بیش به چشم می خورد ولگردی فردی و گروهی است که برخی از دختران و پسران در خیابان ها و به خصوص پارک ها سینما هاست این ها به منظور جلب افرادی از جنس مخالف است و با هدف دوست یابی از بین آنان ساعتها در خیابان ها و اماکن دیگر را ه می روند و از گوشه ای به گوشه ای دیگر می روند. این گونه دختران و پسران نوجوان طعمه ها بسیار خوبی برای گروه ها وباند هایی هستند که در صدد سود جویی و اشاعه فساد و فحشاء هستند ولگردی این نوجوانان و جوانان در حقیقت نشان سرگشتگی آنان در زندگی و نیافتن هویتی روشن برای خود است.

    7.افراط در معاشرت

    یکی دیگر از شیوه های برخورد بین دو جنس، افراط و زیاده روی در معاشرت است. این گونه معاشرت  ها، معمولاً ناشی از بینش خاصی است که در خانواده مبنی بر «اجتماعی بودن » و«معاشرتی بودن » و در حقیقت با انگیزه «مترقی بودن » وجود دارد. نداشتن حدود روشن در روابط دختر و پسر در جامعه می تواند دلیل نا محدود بودن رفتارهای دو جنس با یکدیگر باشد و  می تواند وضعیتی را بوجود بیاورد که کنترل آن از عهدهءهیچکس بر نیاید.

    8.روابط پنهانی

    آنچه در نظر دست اندرکاران تعلیم تربیت ،از جمله اولیا ءمدرسه و والدین مشکل اساسی در مورد دختران وپسران تلقی می شود، وجود روابط پنهانی بین برخی از آنان است وجود روابط پنهانی همچون نامه نگاری ملاقاتهای مخفیانه و تماس تلفنی در نظر آنان به صورت یک مشکل اساسی مطرح می شود اکثر قریب به اتفاق مدارس راهنمایی و دبیرستان ها ی دخترانه این مشکل را یکی از مهمترین مسائل تربیتی خود مطرح می کنند واز آن به عنوان کلی « دوست پسر داشتن » برخی یاد می کنند. این مشکل از اولیاءمدرسه پسرانه و همچنین خود پسران به عنوان یک مشکل تربیتی مطرح نمی شود. عامل بسیار مهم در روابط پنهانی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان نوجوانان است در حقیقت آنچه دختران وپسران نوجوان را به طرف برقراری روابط پنهانی سوق می دهد. صرفاً تمایل غریزی آنان به طرف یکدیگر نیست، بلکه وجود افکار و باورهایی است که معمولاً به شکل غیر رسمی و گاه پنهانی در میان آنان جریان دارد وجود این فکر که داشتن دوست پسر و یا دوست دختر ،نشانه ی قدرت و جاذبه اجتماعی یک دختر و یا پسر است وبا این اندیشه که داشتن چنین روابطی نشانه بزرگ شدن و بزرگ بودن آنان است از جمله عوامل مهم زمینه ساز در برقراری روابط پنهانی است.


    نوشته شده در تاريخ یکشنبه 4 فروردین1387 توسط miron

    گل ها جواب زمین اند به سلام آفتاب ، نه زمستانی باش که

     

    بلرزانی ، نه تابستانی باش که بسوزانی ، بهاری باش تا برویانی .

     

    سال نو بر تمامی هم وطنان مبارک باد.

     


    نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 فروردین1387 توسط miron

       مقدمه : انسان موجودی اجتماعی است  و مایل است تا با دیگران ارتباط برقرار کند. بسیاری ازنیازهایمان در کنار دیگران مرتفع می شود و زندگی اجتماعی به شکوفایی و توانایی استعدادها ورشد عقلی و علمی ما کمک می کند. یکی از انواع روابط اجتماعی روابط بین دختران و پسران است.

    اجازه بدهید قبل از آنکه بخواهم این روابط را روشن تر کنم برایتان  مقدمه ای بگویم. همانطوری که می دانید غرب مهد علم است و روزانه انبوهی از مقالات  و تحقیقات و نظریات در شاخه های مختلف علمی تولید می شوند یکی از شاخه های علمی مربوط به روابط اجتماعی، حیطه روابط دختر و پسر است دراین زمینه در غرب تحقیقات ونظریات ومتون علمی  زیادی شکل گرفته به نظرشما علت این همه متون علمی غرب آن هم برای روابط  دختر و پسر چیست؟

    قطعاً متخصصین و محققین در حوزه روابط  روان شناسی اجتماعی این حوزه خاص احساس نیاز کردند. چرا که دولت های اروپایی و دولت امریکا هر ساله آسیب های زیادی از جانب روابط دختر و پسر متحمل می شوند به همین دلیل میتوان روابط  دختر و پسر را به دو دسته کلی تقسیم کرد.

      

    روابط سالم و روابط آسیب زا

    روابط آسیب زا چه روابطی هستند و چه ویژگی هایی دارند؟

    روابط آسیب زا روابطی است که یکی از طرفین به طرف مقابل سه دسته آسیب ممکن است وارد کند این آسیبها به سه دسته آسیب های جنسی، فیزیکی ویا عاطفی تقسیم میشود. چنین روابطی نه تنها موجب آرامش فرد نمی شود بلکه در برخی جنبه های زندگی مانند تحصیلی، شغلی و یا خانوادگی نیز موجب عقب ماندگی فرد می گردند.

    درآسیب عاطفی و هیجانی یکی از کارها ی مهم که فرد سوء استفاده جو انجام میدهد کاهش اعتماد به نفس طرف مقابل است که تواناییهای فرد و استقلال او را تحلیل می برد اما آسیب هیجانی نرم نرمک افزایش می یابد.

    آسیبهای هیجانی از کم به زیاد افزایش می گیرد به طوری که کم کم آسیبهای جدی از قبیل اعتماد به نفس پایین، از دست دادن عزت نفس و قدرت تصمیم گیری و احساس بی کفایتی را به همراه دارد. همچنین گاهی اوقات افسردگی نیز مشاهده میشود.

     

    به نظر شما آسیبهای جنسی چیست؟

    آسیبهای جنسی به هر گونه تماس جنسی بدون اجازه رسمی از بزرگترهای یک دختر به عبارت دیگر قیمین یک دختر اطلاق میشود، که می تواند شامل تجاوزجنسی نیزشود. سوء استفاده های جنسی نیز میتواند به عنوان سوءاستفاده های فیزیکی نیز تلقی شود و معمولاً آثار آسیبهای هیجانی را نیز به دنبال دارد از جمله آثار فیزیکی آسیبهای جنسی میتوان به انواع بیماری های جنسی از جمله ایدز و بارداریهای نا خواسته اشاره کرد. آسیبهای جسمی و فیزیکی معمولاً کتک زدن، مشت زدن، کشیدن مو، گرفتن گلو و سوزاندن را در بر می گیرد.

    هرساله کشورهای اروپایی آماری از انواع آسیب ها منتشر می کنند اما متاسفانه در ایران چنین آماری ارائه نمی شود.

    عوامل مختلفی میتواند ما را به سمت روابط آسیب زا هدایت کند. این عوامل به چند دسته مهم تقسیم میشود.

    1.عوامل اجتماعی

    2. عوامل فردی

    3.عوامل خانوادگی

    از عوامل اجتماعی میتوان به گروه همسالان اشاره کرد زمانی که می بینیم همسالان ما با پسرها رابطه برقرار می کنند وارد رابطه می شویم. ازجمله عوامل دیگر می توان به وسایل ارتباطات جمعی اشاره کرد مثلاً در یک سریال تلویزیونی می بینیم که یک پسر ویا یک دختر به راحتی با یکدیگر صحبت میکنند و حرف می زنند از آنها تقلید می کنی. برخی از اوقا ت فقر به عنوان یک مشکل اجتماعی باعث میشود تا دختران برای رسیدن منافع مالی وارد روابط آسیب زا شوند.

    ازعوامل خانوادگی می توان به اختلاف بین والدین اشاره کرد که معمولاً باعث می شود فرزندان به دنبال یک منبع ایمن باشند و معمولاً نتیجه معکوس می گیرند و یا خانواده ای که نظارت روی فعالیت نوجوانان ندارند. همچنین خانواده های که مادر یا پدر مشکلات اخلاقی دارند و یا یکی و یا هردو والدین معتاد هستند.

    از عوامل فردی می توان به بی هویتی اشاره کرد، که به طور کامل به آن خواهیم پرداخت آگاهی و دانش پایین نسبت به روابط آسیب زا و آشنا نبودن با ویژگیهای فرد مقابل از عوامل مهم دیگر آن محسوب میشود و عاشق شدن نیز در شکل گیری رابط آسیب زا موثر است. کنجکاوی نیز یکی دیگر از مسائلی است که بعضاً موجب ورود به چنین روابطی می شود و نکته دیگر متمرکز نبودن روی وظائف اصلی زندگی است .

     

    افراد به پنج دلیل با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند :

           1)نیازهای جسمانی

              2)نیازهای امنیت و آرامش

              3)نیاز به تعلق خاطر

       4)نیاز به عزت نفس واحترام

       5)نیاز به شکوفایی

     

    به عنوان مثال برای نیازهای جسمانی میتوان به رابطه یک مشتری و نانوا اشاره کرد. مشتری در یک ارتباط ساده به دنبال ارضای نیاز گرسنگی است که یک نیاز جسمانی محسوب می شود. پاره ای از روابط برای نیاز به امنیت شکل میگردد. مثلا ًرابطه مادر و فرزند به هر دوی آنها آرامش و امنیت می دهد گاهی ما نیاز به تعلق خاطر داریم. کسی که اورا دوست داشته باشیم اوهم مارا دوست داشته باشد. مثل رابطه زن و شوهر بعضی اوقات نیاز به عزت نفس داریم. عزت نفس یعنی احساس حقارت نکردن خودرا کم ندیدن، احساس امیدواری کردن و برای مقابله با مشکلات اعتماد کافی داشتن. عزت نفس مبتنی بر توجه دیگران به شایستگی ها و توانایی های واقعی افراد شکل می دهد حالا ممکن است شما با یکی از معلمین خود رابطه خوبی برقرار کنید چرا که همیشه مشوق شما است و تواناییها و ویژگیهای مثبتتان را به شما ارائه میکند و نیاز به خود شکوفایی یعنی نیاز برای تمام قابلیت ها و توانایی های که در وجود ما است یعنی از چیزی بشویم که هستیم مثل رابطه یک استاد نقاشی با شاگردش، شاگردی که به دنبال خود شکوفایی استعداد نقاشیش است.

     

    اما افرادی که روابط آسیب زا را شکل می دهند به طور کلی دو دسته اند:

     یا اینکه نسبت به رابطه آسیب زایی که وارد آن شده اند نا آگاهند و یا آگاهی دارند. این بدین معناست که برخی از افراد از ابتدا به دنبال سوءاستفاده در جهت نیازهای خودشان هستند و توجهی به نیازهای فرد مقابل ندارند وبه هر حال افراد به واسطه هر نیازی که وارد یک رابطه شوند باید از و ویژگی های یک رابطه آسیب زا آگاهی داشته باشند تا بتوانند سریعا از آن خارج شوند. اگر به خاطر داشته باشید گفته شد که روابط آسیب زا روابطی هستند که دو طرف رابطه یا یکی از طرفین دچار آسیبهای جسمی ، عاطفی وهیجانی است چنین روابطی نه تنها موجب پیشرفت و آرامش فرد نمی شود بلکه در جنبه های مختلف زندگی موجب عقب افتادگی تحصیلی، شغلی یا خانوادگی      می شوند.

    یکی از نکات جالب در زندگی هر فردی جهش او از دوره کودکی به نوجوانی وجوانی است. که در هیچ دوره دیگر زندگی تجربه نخواهد شد. چرا؟  به علت رشد جسمی بسیار سریع. نوجوان استقلال طلب است ودوست دارد در تصمیم گیری ها صاحب نظر باشد هر انسانی ویژگی هایی دارد که مجموع این ویژگی ها هویت او را تشکیل می دهد بعضی اوقات این ویژگی ها سریعا شکل    می گیرد و در بعضی ها بسیار دیرتر شکل می گیرد ودر برخی افراد هیچ گاه هویت کامل و جامعی شکل نمی گیرد .

     

    ویژگی افراد با هویت عبارت اند از:

    ·                                    سیستم ارزشی شکل گرفته است.

    ·                                    اهداف معلوم و معین برای زندگی دارند.

    ·                                    الگوی مشخص و روشن برای دوست یابی دارند.

    ·                                    نیازی به تایید گروه همسالان ندارند.

    ·                                    از درون کنترل می شوند و نیازی به کنترل بیرونی ندارند.

    ·                                    به ندرت دچار سر در گمی می شوند.

    ·                                    رفتارهای جنسی آنها چار چوب دارد.

    ·                                    رابطه خوب در ارتباط با خانواده دارند.

    ·                                    به نظر دیگران احترام می گذارند، ولی مطابق ارزش هایشان عمل می کنند.

    ·                                    افراد با ثبات و مسولیت پذیراند وبا نقش ووظایف خود آشنا می باشند.

    هسته و مرکز هویت شکل گیری ارزش ها است.


    نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 اسفند1386 توسط miron
    تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
    
    فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

    آمار سایت

    قالب وبلاگ